|
|
|
|
مطالب برچسب خوانندهها را مشاهده میکنید.
برای بازگشت به صفحهء اصلی اینجا کلیک کنید.
تا گرم آغوشت شدم
چه زود فراموشت شدم
تقصیر تو نبود خودم
باری روی دوشت شدم
کاشکی دلت بهم میگفت
نقشهی قلبمو داره
هر کی زد و رفت و شکست
یه روز یه جا کم میاره
یه روز یه جا کم میاره
موندن و سوختن و ساختن
همه یادگار عشق
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
موندن و سوختن و ساختن
همه یادگار عشق
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
منبع: شادمهر عقیلی
باران میبارد امشب، دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته، ره میسپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم
شاید از فکر سفر برگردی امشب
از تو دارم یادگاری
سردی این بوسه را پیوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم
میچکد با نم نم باران به دامن
بستهای بار سفر را
با توای عاشقترین بد کردهام من
رنگ چشمت رنگ دریا
سینهء من دشت غمها
یادم آید زیر باران، با تو بودم، با تو تنها
زیر باران با تو بودم، زیر باران با تو تنها
باران میبارد امشب، دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته، ره میسپارد امشب
این کلام آخرینت
برده میل زندگی را از سر من
گفتهای شاید بیایی
از سفر اما نمیشه باور من
رفتنت را کرده باور
التماسم را ببین در این نگاهم
زیر باران گریه کردم
بلکه باران شوید از جانم گناهم
کی رود از خاطر من
آخرین بوسه شبی در زیر باران

یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میونه باغچه مهربونی
میگفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری
این بوتهء یاس من میمونه یادگاری
هر روز غروب عطر یاس تو کوچهها میپیچید
میون کوچه باغا بوی خدا میپیچید
اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه
دیدن که خوبی یاس باعث زشتیشونه
عابرای بیاحساس پا گذاشتن روی یاس
ساقهها شو شکستن آدمای ناسپاس
یاس جوون برگ اون تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه اما سر او مد بهار
یه باغبون دیگه شبونه یاسو برداشت
پنهون ز نامحرما تو باغ دیگهایی کاشت
هزار ساله کوچهها پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس
هزار ساله کوچهها پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس

خواننده: شادمهر عقیلی
به چه ساز تو برقصم زمونه زمونه
از دست تو دل من چه خونه چه خونه
تو دل منو شکستی که رفتی عزیزم
تویی که برات میمیرم نذار اشک بریزم
آخه دنیای منی به کی بگم مال منی
آخه دنیای منی تو رو میخوام مال منی
آرزوی آخرم بود که با تو بمونم
به امید عشقت خوبت بتونم بخونم
دل بیقرار من بود که پا روش گذاشتی
درد و بلای عشق و تو جونم تو کاشتی
بی تو دارم میمیرم
خواب تو هر شب میبینم
مث جونی تو تنم
اگه نباشی میمیرم
مث آیات خدا سوره حمد توی چشات
میسوزونه تنم گرمی اون برق نگات
آخه دنیای منی به کی بگم مال منی
آخه دنیای منی تو رو میخوام مال منی
به چه ساز تو برقصم زمونه زمونه
از دست تو دل من چه خونه چه خونه
تو دل منو شکستی که رفتی عزیزم
تویی که برات میمیرم نذار اشک بریزم
آخه دنیای منی به کی بگم مال منی
آخه دنیای منی تو رو میخوام مال منی
خواننده: بیژن مرتضوی
هر آنچه که میشنوی،
به نحوی معنایش روشن است،
ما همه سرنشینان یک سفینهایم و به پیش میرویم،
از اولین بار که صدای زندگی شنیده شد،
تا آخرین صدای انسان در این کره ی خاکی،
همیشه سوال این بوده است که،
به کجا میرویم؟ به کجا میرویم؟
ادامه بده٬ ادامه بده،
روشنایی نقره فام در کنار توست،
بگیر دستی را که راهنمای توست،
تا از این شب به جایی برویم که از آنجا امدهایم،
ادامه بده٬ ادامه بده،
وقتی برگهای پاییزی به،
زمین میافتند،
و صدایی میشنوی که تو را به دوردست فرا میخواند،
آنگاه هراس مکن٬
به راهت ادامه بده،
ادامه بده٬ ادامه بده،
عشق دختر زندگی است٬
تسلایی برای مبارزه و تلاش،
همیشه در کنار توست٬
تو را در ادامهء راه یاری میکند،
آه٬ میگویند که ستارگان آسمان،
ارواح کسانی هستند که میمیرند
آیا زمانی که به مقصدمان میرسیم٬
آنها را دگر بار خواهیم دید؟

خواننده: Chris De Burgh [ گوش کنید | دانلود ]
ترجمه شده توسط: سارا
Whatever the words that you hear,
Somehow the meaning is clear,
We’re all on the same ship together,
moving on,
From the first time that life could be heard,
To the last
sounds of men on this earth,
The question is always the same,
Where are we
going, where are we going?
Oooh, Carry on, Carry on,
There’s a silver
light beside you,
Take the hand that’s there to guide you
Through this
night to where we came from,
Carry on, Carry on,
When the autumn leaves
are falling,
And you hear the voices calling you away,
Then do not fear,
you’ll carry on,
Carry on, Carry on…
Love is the daughter of life,
comfort to trouble and strife,
She’s always beside you to help you carry on,
Oh they say that the stars in the sky,
Are the souls of the people who die,
Will we meet them again when we reach our destination?
Sratseht rofesruo cates,
Nwonknu no it anitsed,
Dlroweht gnillacsi esrevinu eht,
Ecalp gnitser lanif dnatsal rehs-drawot,
Ooh carry on, carry on,
There’s a silver light beside you,
Take the hand that’s there to guide you
Through this night to where we came from,
Carry on, carry on,
When the autumn leaves are falling,
And you hear the voices calling you away,
Then do not fear, you’ll carry on, carry on,
Carry on, carry on…
Ooh carry on…
Vocalizer: Chris De Burgh [ Listen | Download ]
Translated by: Sarah
| بـرچسب: |
1383, Chris De Burg, اسفند, انگلیسی, برگزیده, خوانندهها, دریافت فایل, دیگران, شعر, عکسدار, وبلاگ عشق یا هوس |
| دستــه: |
نوشتههای قدیمی |
|
|
|