|
|
|
|
مطالب برچسب سامان را مشاهده میکنید.
برای بازگشت به صفحهء اصلی اینجا کلیک کنید.
قربون اون مهربونیت
چه میکنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود
این نامه رو واست نوشت
فدای تو نمیدونی
بی تو چه دردی میکشیدم
اگه بخوای واست میگم
به آخر خط رسیدم
من میدونم همین روزا
عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا
که داره عشقت میمیره
من میدونم همین روزا
عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا
که داره عشقت میمیره
گفتم بهت جواب بدم
یه وقت نگی چه بی وفاست
اونو خودم خوب میدونم
جواب نامه با خداست
به خاطرت مونده یکی
همیشه چشم به راهته
یه قلب تنها و کبود
هلاک یک نگاهته
من میدونم همین روزا
عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا
که داره عشقت میمیره
شاعر: مریم حیدرزاده
| بـرچسب: |
1383, اسفند, بدون عکس, خوانندهها, دیگران, سامان, شاعران, شعر, عشق, غم انگیز, مریم حیدرزاده, وبلاگ عشق یا هوس |
| دستــه: |
نوشتههای قدیمی |
اونی که از همه شیرینتر رفته
جای خالیش تو خونه سبز شده رفته
اونی که از همه بهتر واسه من بود
من و تنها با خودم گذاشته رفته
دیگه رفته دیگه رفته دیگه رفته
اونی که اسمش تو قلبم نوشته
واسه هر چی خاطرس مثل فرشته
اونی که بهار عشق و با خودش داشت
مثل پاییز اومد و با برگا رفته
دیگه رفته دیگه رفته دیگه رفته
اونی که مثل فرشته
واسه من عشق و نوشته
واسه یادای گذشته
جای شیرینی گذاشته
دیگه رفته دیگه رفته دیگه رفته
دیگه دل رو به تو آسون
شده قلبی که هراسون
نمیدم من نمیدم من
نمیشم از عشقت افسون
نمیشم از عشقت افسون
دیگه چشمام و به خورشید
نه نگاهی به هر امید
نمیدم من نمی من
نمیشم صبحی که تابید
نمیشم صبحی که تابید
اونی که مثل فرشته
واسه من عشق و نوشته
واسه یادای گذشته
جای شیرینی گذاشته
دیگه رفته دیگه رفته دیگه رفته
شاعر: مریم حیدرزاده
| بـرچسب: |
1383, اسفند, بدون عکس, خوانندهها, دریافت فایل, دیگران, سامان, شاعران, شعر, عشق, غم انگیز, مریم حیدرزاده, وبلاگ عشق یا هوس |
| دستــه: |
نوشتههای قدیمی |
|
|
|