@ پیام سیستم

مطالب برچسب دیگران را مشاهده می‌کنید.
برای بازگشت به صفحهء اصلی اینجا کلیک کنید.

آغوش

تا گرم آغوشت شدم
چه زود فراموشت شدم
تقصیر تو نبود خودم
باری روی دوشت شدم
کاشکی دلت بهم می‌گفت
نقشه‌ی قلبمو داره
هر کی زد و رفت و شکست
یه روز یه جا کم میاره
یه روز یه جا کم میاره
موندن و سوختن و ساختن
همه یادگار عشق
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
موندن و سوختن و ساختن
همه یادگار عشق
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه

منبع: شادمهر عقیلی
بـرچسب:  1385, آذر, بدون عکس, خواننده‌ها, دیگران, شادمهر عقیلی, شعر, غم انگیز, وبلاگ یک شاخه زیتون
دستــه:  نوشته‌های قدیمی

[ . . . ]

نزدیکتر از پیرهن

خوابم یا بیدارم؟
تو با منی با من!
همراه و همسایه،
نزدیکتر از پیرهن!
باور کنم یا نه حرم نفس‌هاتو،
ایثار تن سوز نجیب دستاتو،
خوابم یا بیدارم؟
لمس تنت خواب نیست!
این روشنی از توست!
بگو از آفتاب نیست!
بگو که بیدارم!
بگو که رویا نیست!
بگو که بعد از این جدایی با ما نیست!
اگه این فقط یه خوابه،
تا ابد بذار بخوابم،
بذار آفتاب بشم و تو خواب از تو چشم تو بتابم!
بذار اون پرنده باشم که با تن زخمی اسیره!
عاشق مرگه که شاید توی دست تو بمیره!
خوابم یا بیدارم؟
ای اومده از خواب…
آغوشتو باز کن قلب منو دریاب!
برای خواب من،
ای بهترین تعبیر!
با من مدارا کن ای عشق دامنگیر!
من بی تو اندوه سرد زمستونم،
پرنده ای زخمی،
اسیر بارونم!
ای مثل من عاشق!
همتای من محجوب!
بمون بمون با من
ای بهترین
ای خوب…

بـرچسب:  1385, آذر, بدون عکس, دیگران, شعر, وبلاگ یک شاخه زیتون
دستــه:  نوشته‌های قدیمی

[ . . . ]

جدایی من و تو

درون کوچه‌ء قلبم چه غمگینانه می‌پیچد
صدای تو که می‌گفتی به جز تو دل نمی‌بندم
فریب وعده‌هایت را ندانستم ولی اکنون
به یاد وعده‌های تو میان گریه می‌خندم
برو دیگر که دل از غم رها کردم
خداحافظ که دیگر بر نمی‌گردم
تو بودی آسمان من، غمت همسایه‌ی قلبم
ولی خورشید چشم تو به بام دیگری سرزد
قسم بر سوز ناله‌هایم تو را دیگر نمی‌خواهم
که از بام دو چشم تو پرستوی دلم پر زد
در آن غمگین غروب سرد، تو از شهرم سفر کردی
نگاهم در افق‌ها ماند و من از افسوس می‌خواندم
شیار گونه‌هایم را گل اشکم نوازش کرد
و من از تو جدا ماندم
ولی ای کاش می‌مردم
برو دیگر که دل از غم رها کردم
خداحافظ که دیگر برنمی‌گردم
برنمی‌گردم

فرستنده: مریم
بـرچسب:  1385, دیگران, شعر, شهریور, عکس‌دار, غم انگیز, وبلاگ یک شاخه زیتون
دستــه:  نوشته‌های قدیمی

[ . . . ]

هر آمدن را رفتنی است

هر کسی که منو می‌خواد، باید لیاقتمو داشته باشه، باید مثل خودم ثروتمند باشه، من برای به دست آوردن این ثروت زحمت کشیدم و خون دل خوردم، به همین خاطر به سادگی به هر بی سر و پایی نمی‌دمش! ثروت من عشق و ایمان و صداقت و نجابت و سادگی منه، قلب من جواهری درخشان که نذاشتم به پرده گناه سیاه و آلوده بشه، همین نه چیز دیگه!

وقتی که منو بی دلیل گذاشت و رفت خیلی دلم گرفت، خیلی تنها شدم، کلی حرفای قشنگ قشنگ و عاشقانه که می‌خواستم بهش بگم توی دلم موند، به سرم زد که یه وبلاگ بسازم و همین کار رو هم کردم، از روزی که شروع به نوشتن کردم یک سال می‌گذره و توی این مدت به لطف شما دوستای خوب پا بر جا موندم، اما این روزا حس و حال نوشتن ندارم، به خصوص که دیگه انگیزه‌ای برای اینکار نیست. بگذریم، حالا بریم سر عشق…

از عـشــق که گفتم همه دیـوانه شدند
نشنیده حرف دل راهی می‌خانه شدند

کاش که توی این روز قشنگ یکی رو داشتم که وقتی یاد سختی‌های گذشته زندگیش میفتاد و دلش می‌گرفت و اشک توی چشماش جمع می‌شد، سرش رو می‌ذاشت روی شونم و راحت گریه می‌کرد، منم دست می‌کشیدم توی موهاش و عاشقانه نوازشش می‌کردم. کاش یکی رو داشتم که شادی‌هام رو باهاش قسمت می‌کردم، وقتی که اونم شاد بود و خنده رو روی لب‌هاش می‌دیدم، از شادی اون لذت می‌بردم، اون رو در آغوش می‌گرفتم و می بوسیدمش…
کاش یکی رو داشتم که توی هوای خوب بهاری بین درختای سر سبز باهاش قدم می‌زدم، توی تابستون گرمای عشقش رو بیشتر احساس می‌کردم، توی پاییز زیر بارون و توی زمستون دستای گرمش توی دستم…
اما افسوس…
میگن: به کسی فکر نکن که دوسش داری، به کسی فکر کن که بهت فکر می‌کنه! نمی‌دونم که اون الآن کجاست و پیش کیه، نمی‌دونم که بهم فکر می‌کنه یا نه، اما من توی این روز قشنگ و مقدس منتظر اون نشستم که بیاد…

دلم یه همزبون می‌خواد
یه یار مهربون می‌خواد
تو کوچه‌های بی کسی
نفس دوباره جون می‌خواد
کبوتر قشنگ من
با من دوباره پر بزن
رو لحظه غصه و غم
رنگ محبت رو بزن
یه چیزیء توی دلم
نمی‌تونم بهت بگم
به من بگو که ای خدا
باشم تا کی از اون جدا
می‌خواد بازم سفر کنم
قصهء تازه سر کنم
آره می‌خواد سفر کنم
قصهء عشق و سر کنم

همیشه یادتون باشه که:
اگه کسی رو دوست داری لازم نیست که حتما” عاشقش هم باشی!
اگه عاشق کسی هستی لازم نیست که حتما” بهش دلبسته بشی!
اگه دلبسته کسی شدی لازم نیست که حتما” دلداده یا دلباخته بشی!
و اگه دلداده یا دلباخته کسی شدی در شرایط مناسب بهتر باهاش ازدواج کنی!
اما اگه خواستی با کسی ازدواج کنی باید حتما” دلداده یا دلباخته باشی!
اما اگه دلداده یا دلباخته کسی هستی باید حتما” عاشقش باشی!
و اگه عاشق کسی هستی باید حتما” دوسش داشته باشی!
اما با همه اینها همیشه اولویت اطاعت رو با عقلت قرار بده نه قلبت!

ولنتاین همه‌تون مبارک، امروز و هر روز در کنار اونی باشید که دوسش دارید و در پناه حق. هر آمدن رو رفتنی هم هست، پائیز عوض شد و دیگه اون پائیز همیشگی نیست، اما همیشه آروزمند آرزو‌های قشنگتونه…

بـرچسب:  1384, برگزیده, بهمن, خودم, دیگران, سالگرد, شعر, عشق, عکس‌دار, غم انگیز, مناسبت, وبلاگ عشق یا هوس, ولنتاین
دستــه:  نوشته‌های قدیمی

[ . . . ]

باران می‌بارد امشب

باران می‌بارد امشب، دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته، ره می‌سپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم
شاید از فکر سفر برگردی امشب
از تو دارم یادگاری
سردی این بوسه را پیوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم
می‌چکد با نم نم باران به دامن
بسته‌ای بار سفر را
با توای عاشق‌ترین بد کرده‌ام من
رنگ چشمت رنگ دریا
سینهء من دشت غمها
یادم آید زیر باران، با تو بودم، با تو تنها
زیر باران با تو بودم، زیر باران با تو تنها
باران می‌بارد امشب، دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته، ره می‌سپارد امشب
این کلام آخرینت
برده میل زندگی را از سر من
گفته‌ای شاید بیایی
از سفر اما نمی‌شه باور من
رفتنت را کرده باور
التماسم را ببین در این نگاهم
زیر باران گریه کردم
بلکه باران شوید از جانم گناهم
کی رود از خاطر من
آخرین بوسه شبی در زیر باران

خواننده: امید [ گوش کنید | دانلود ]
بـرچسب:  1384, آبان, امید, خواننده‌ها, دیگران, شعر, عشق, عکس‌دار, غم انگیز, وبلاگ عشق یا هوس
دستــه:  نوشته‌های قدیمی

[ . . . ]

مطالب قدیمی‌تر »