|
|
|
|
مطالب برچسب بدون عکس را مشاهده میکنید.
برای بازگشت به صفحهء اصلی اینجا کلیک کنید.
تا گرم آغوشت شدم
چه زود فراموشت شدم
تقصیر تو نبود خودم
باری روی دوشت شدم
کاشکی دلت بهم میگفت
نقشهی قلبمو داره
هر کی زد و رفت و شکست
یه روز یه جا کم میاره
یه روز یه جا کم میاره
موندن و سوختن و ساختن
همه یادگار عشق
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
موندن و سوختن و ساختن
همه یادگار عشق
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
انتقام از تو گرفتن
کار من نیست کار عشقه
منبع: شادمهر عقیلی
خوابم یا بیدارم؟
تو با منی با من!
همراه و همسایه،
نزدیکتر از پیرهن!
باور کنم یا نه حرم نفسهاتو،
ایثار تن سوز نجیب دستاتو،
خوابم یا بیدارم؟
لمس تنت خواب نیست!
این روشنی از توست!
بگو از آفتاب نیست!
بگو که بیدارم!
بگو که رویا نیست!
بگو که بعد از این جدایی با ما نیست!
اگه این فقط یه خوابه،
تا ابد بذار بخوابم،
بذار آفتاب بشم و تو خواب از تو چشم تو بتابم!
بذار اون پرنده باشم که با تن زخمی اسیره!
عاشق مرگه که شاید توی دست تو بمیره!
خوابم یا بیدارم؟
ای اومده از خواب…
آغوشتو باز کن قلب منو دریاب!
برای خواب من،
ای بهترین تعبیر!
با من مدارا کن ای عشق دامنگیر!
من بی تو اندوه سرد زمستونم،
پرنده ای زخمی،
اسیر بارونم!
ای مثل من عاشق!
همتای من محجوب!
بمون بمون با من
ای بهترین
ای خوب…
وقتی دلت میگیره، سرت رو روی شونهی من میذاری و گریه میکنی، گریه میکنی تا خالی بشی، من هستم که دست میکشم توی موهات و نوازشت میکنم، به من اطمینان میکنی به من، با من حرف میزنی، از عشق با اطمینان به من تکیه میکنی، میدونی که من پشتت رو خالی نمیکنم، میدونی که من تنها مردی هستم که تو رو برای خودت میخوام، برای رفتارت، برای کردارت، برای احساست، برای شخصیتت، من هستم اون مردی که تو رو برای خودت میخواد نه برای زن بودنت، دلت رو میخواد، روح سرشار از احساساته لطیفت رو میخواد نه جسمت رو، کسی که تو رو برای زیبایی باطنت میخواد نه برای زیبایی ظاهرت، میدونی من هستم اون کسی که خوده خوده خودت رو میخواد نه چیزه دیگه ای…
عزیزم:
هیچکس اندازهء من به تو فکر نمیکنه…
هیچکس اندازهء من ارزش تو رو نمیدونه…
هیچکس اندازهء من احساسات تو رو ستایش نمی کنه…
هیچکس اندازهء من خاطر تو رو نمیخواد…
هیچکس اندازهء من تو رو دوست نداره…
تمام دنیا رو بگرد تا خودت ببینی…
هر کسی دوست داره یکی رو داشته باشه که وقتی دلتنگ میشه سرش رو بذاره روی شونش و گریه کنه، یکی که دست بکشه توی موهاش و نوازشش کنه، یکی که بتونه بهش اطمینان کنه، یکی که بتونه باهاش حرف بزنه، یکی که بتونه از عشق بهش تکیه کنه، یکی که پشتش رو خالی نکنه، یکی که واقعا” یک مرد باشه٬ مردی که اونو برای خودش بخواد، برای رفتارش، برای کردارش، برای احساسش، برای شخصیتش، مردی که اون رو برای خودش بخواد نه برای زن بودنش، دلش رو بخواد، روح سرشار از احساساته لطیفش رو بخواد نه جسمش رو، کسی که اونو رو برای زیبایی باطنش بخواد نه برای زیبایی ظاهرش، میدونم کسی رو میخوای که خوده خوده خودت رو بخواد نه چیزه دیگه ای…
اگه کسی رو دوست داری لازم نیست که حتما” عاشقش هم باشی!
اگه عاشق کسی هستی لازم نیست که حتما” بهش دلبسته بشی!
اگه دلبسته کسی شدی لازم نیست که حتما” دلداده یا دلباخته بشی!
و اگه دلداده یا دلباخته کسی شدی در شرایط مناسب بهتر باهاش ازدواج کنی!
اما اگه خواستی با کسی ازدواج کنی باید حتما” دلداده یا دلباخته باشی!
اما اگه دلداده یا دلباخته کسی هستی باید حتما” عاشقش باشی!
و اگه عاشق کسی هستی باید حتما” دوسش داشته باشی!
اما با همه اینها همیشه اولویت اطاعت رو با عقلت قرار بده نه قلبت!
این قسمت از نوشته بنا به دلایلی حذف شده است.
دوست دارم اولین باری که میبینمت،
توی چشمات نگاه کنم و بهت لبخند بزنم،
شاید که تا حالا ندیدمت،
اما میدونم چشمات قشنگه،
میدونم تو هم به من لبخند میزنی،
میدونم میای طرف من،
میدونم توی چشمام نگاه میکنی،
با نگاهت میگی دستامو بگیر،
منم دستای گرمت رو میگیرم،
میخوام با گرمای احساسم گرمترشون کنم،
میدونی چی میخوام بهت بگم،
چشمات و میبندی و لبخند میزنی،
دوست دارم فاصلمون کمتر باشه،
بیا طرف من، بذار تو رو در آغوشم بگیرم،
میخوام گرمای وجودت رو احساس کنم،
توی موهات دست بکشم و نوازشت کنم،
چند لحظه کوتاه، بی صدا و بی حرکت،
در آغوش من نفس بکش،
بذار چند لحظه زمان رو بدیم دست دلهامون،
بذار صدای قلبی رو بشنویم،
که برای اون یکی میتپه،
برای معرفت و غرورش،
برای عقل و شعورش،
برای علاقه و احساسش،
بذار یه بار دیگه همدیگه رو نگاه کنیم،
دوباره چشمات رو ببند،
میخوام درددل کنم،
میخوای درددل کنی،
میخوایم توی چشمای همدیگه نگاه کنیم،
میدونم که دوست داری لبهات رو بذاری روی لبهام،
میدونی که چه احساسی دارم،
اما حالا وقتش نیست،
میخوام یه چیزی بهت بگم،
اصلا شاید که بهتر باشه، فقط و فقط،
کنارم بنشینی و بهم تکیه کنی،
سرت رو بذاری روی شونم،
دستت رو بذاری توی دستم،
تا یه چیزایی رو توی گوشت زمزمه کنم،
اصلا” فقط بنشین کنارم،
تا وجودت رو در نزدیکی خودم احساس کنم،
همین که کنارمی برام کافیه،
حالا میتونم بهت بگم،
اصلا” اگه نزدیک من هم نباشی،
باز هم بهت میگم که،
با ایمان به خوبیهات دوستت دارم…


|
|
|