|
|
|
|
مطالب برچسب بهمن را مشاهده میکنید.
برای بازگشت به صفحهء اصلی اینجا کلیک کنید.
هر کسی که منو میخواد، باید لیاقتمو داشته باشه، باید مثل خودم ثروتمند باشه، من برای به دست آوردن این ثروت زحمت کشیدم و خون دل خوردم، به همین خاطر به سادگی به هر بی سر و پایی نمیدمش! ثروت من عشق و ایمان و صداقت و نجابت و سادگی منه، قلب من جواهری درخشان که نذاشتم به پرده گناه سیاه و آلوده بشه، همین نه چیز دیگه!
وقتی که منو بی دلیل گذاشت و رفت خیلی دلم گرفت، خیلی تنها شدم، کلی حرفای قشنگ قشنگ و عاشقانه که میخواستم بهش بگم توی دلم موند، به سرم زد که یه وبلاگ بسازم و همین کار رو هم کردم، از روزی که شروع به نوشتن کردم یک سال میگذره و توی این مدت به لطف شما دوستای خوب پا بر جا موندم، اما این روزا حس و حال نوشتن ندارم، به خصوص که دیگه انگیزهای برای اینکار نیست. بگذریم، حالا بریم سر عشق…
از عـشــق که گفتم همه دیـوانه شدند
نشنیده حرف دل راهی میخانه شدند
کاش که توی این روز قشنگ یکی رو داشتم که وقتی یاد سختیهای گذشته زندگیش میفتاد و دلش میگرفت و اشک توی چشماش جمع میشد، سرش رو میذاشت روی شونم و راحت گریه میکرد، منم دست میکشیدم توی موهاش و عاشقانه نوازشش میکردم. کاش یکی رو داشتم که شادیهام رو باهاش قسمت میکردم، وقتی که اونم شاد بود و خنده رو روی لبهاش میدیدم، از شادی اون لذت میبردم، اون رو در آغوش میگرفتم و می بوسیدمش…
کاش یکی رو داشتم که توی هوای خوب بهاری بین درختای سر سبز باهاش قدم میزدم، توی تابستون گرمای عشقش رو بیشتر احساس میکردم، توی پاییز زیر بارون و توی زمستون دستای گرمش توی دستم…
اما افسوس…
میگن: به کسی فکر نکن که دوسش داری، به کسی فکر کن که بهت فکر میکنه! نمیدونم که اون الآن کجاست و پیش کیه، نمیدونم که بهم فکر میکنه یا نه، اما من توی این روز قشنگ و مقدس منتظر اون نشستم که بیاد…
دلم یه همزبون میخواد
یه یار مهربون میخواد
تو کوچههای بی کسی
نفس دوباره جون میخواد
کبوتر قشنگ من
با من دوباره پر بزن
رو لحظه غصه و غم
رنگ محبت رو بزن
یه چیزیء توی دلم
نمیتونم بهت بگم
به من بگو که ای خدا
باشم تا کی از اون جدا
میخواد بازم سفر کنم
قصهء تازه سر کنم
آره میخواد سفر کنم
قصهء عشق و سر کنم
همیشه یادتون باشه که:
اگه کسی رو دوست داری لازم نیست که حتما” عاشقش هم باشی!
اگه عاشق کسی هستی لازم نیست که حتما” بهش دلبسته بشی!
اگه دلبسته کسی شدی لازم نیست که حتما” دلداده یا دلباخته بشی!
و اگه دلداده یا دلباخته کسی شدی در شرایط مناسب بهتر باهاش ازدواج کنی!
اما اگه خواستی با کسی ازدواج کنی باید حتما” دلداده یا دلباخته باشی!
اما اگه دلداده یا دلباخته کسی هستی باید حتما” عاشقش باشی!
و اگه عاشق کسی هستی باید حتما” دوسش داشته باشی!
اما با همه اینها همیشه اولویت اطاعت رو با عقلت قرار بده نه قلبت!
ولنتاین همهتون مبارک، امروز و هر روز در کنار اونی باشید که دوسش دارید و در پناه حق. هر آمدن رو رفتنی هم هست، پائیز عوض شد و دیگه اون پائیز همیشگی نیست، اما همیشه آروزمند آرزوهای قشنگتونه…

| بـرچسب: |
1384, برگزیده, بهمن, خودم, دیگران, سالگرد, شعر, عشق, عکسدار, غم انگیز, مناسبت, وبلاگ عشق یا هوس, ولنتاین |
| دستــه: |
نوشتههای قدیمی |
تو که منو دوست نداشتی چرا از اولش بهم نگفتی؟ نگو دوستم داری که باورم نمیشه، خوب میدونم که نداری، اگه داشتی چرا توی این دو سال حتی یه بار هم بهم نگفتی، چرا هیچ رفتاری که نشونهای از عشق و علاقه در اون باشه از خودت نشون ندادی؟ اصلا چرا هر یه ماه یک بار با هم حرف میزدیم، چرا بی دلیل رفتی و شیش ماه ازت خبری نشد و اگه خودم نمیآمدم دنبالت عین خیالت هم نبود، چرا وقتی داشتم همه خطاها و اشتباهامون رو تنهایی به گردن میگرفتم و بار بی کسی رو تنهایی به دوش می کشیدم و باهات حرف میزدم، روت و برگردوندی و رفتی؟ چرا گذاشتی تا جون بدم؟ چرا بهم خندیدی؟ چرا من اون شب بلند بلند توی خودم شکستم اما صدام رو نشندی؟ مگه منو تو یکی نبودیم؟ مگه دلامون با هم نبود؟ مگه به هم ایمان نداشتیم؟ چرا پس زود جا زدی؟ چرا فکر میکنی ابراز علاقه همون منت کشیدنه؟ چرا نمیخوای این فکر احمقانه رو از سر بیرون کنی؟ چرا برای هیچ کدوم از این سوالاتم جوابی نداری؟ هر دوتامون خیلی خیلی خوب میدونیم که دلیلش تنها یه چیزه، و اون هم چیزی نیست جز اینکه، تو منو دوست نداشتی، این جمله از دیدگاه آدمی مثل تو خیلی ساده به نطر میرسه، ولی برای من به قیمت شکستن غرور یک مردِ، از دست دادن هستی یه آدم با صداقت و ساده که توی دلش هیچی نبود، به باد رفتن دل با ایمان یه انسان که سعی میکرد پاک زندگی کنه، و صد تا بد بختی دیگه تموم شد.
تو که منو نمیخوای چرا دست از سرم بر نمیداری؟ چرا راحتم نمیذاری؟ برای تو که عشق و علاقه رو حتما” با مال دنیا میسنجی و ظاهر رو به باطن ترجیح میدی، این رفتار اصلا منطقی نیست، تو که ظاهر زیبا و آراستهای داری، تحصیل کرده هم هستی، موقعیت اقتصادی و اجتماعی عالی داری و از همه مهمتر اهل منت کشی هم نیستی، منو دیگه برای چی میخوای، یه وقت باعث کسر شان تو نشم، یه آدم بد بخت و بیچاره مثل من به چه دردت می خوره، می خوایش چیکار؟ میخوای غرورش رو بذاره کنار و نقش یه عروسک رو برات بازی کنه؟ که بازیچه دستت بشه؟ تا هر جوری دوست داری بکوبیش و اونم هیچی نگه؟ که دلش رو بگیری زیر پاهات له کنی؟ که بشکنیش؟ که از اشک ریختن و سکوت پر از فریادش لذت ببری؟ یعنی من حق ندارم که نخوام بازیچه دست تو باشم؟ تو که منو دوست نداشتی و نداری چرا دست از سرم برنمیداری؟ چرا نمیذاری به درد خودم بسوزم و بسازم، بگو چرا برای هیچ کدوم از سوالهای من جوابی نداری؟
یادته اون شب بهت گفتم که خیلی عوض شدم، از اون موقع تا حالا هم خیلی چیزا عوض شده و هم من همراه اون چیزا عوض شدم، تو هم حتما” عوض شدی، و نتیجه اینکه دیگه برای هم غریبه ایم…
ببین دختر خوب، فکر نکن که من احمقم، توی عمرم با خیلیها دوست بودم، اندازهموهای سرت، اما هیچوقت لذت دنیا رو با اعتقاداتم عوض نکردم، تو که از خیلی از جریانات زندگی من با خبر بودی، اینم بدون که سیاستهای احمقانهء تو هم که به خاطر صداقت خودم باورشون میکردم دیگه کاری از پیش نمیبره، پس برو و راحتم بذاره، گول حرفاتم دیگه نمیخورم، بهتر منتظر همون عشق قدیمیت باشی، شاید یه روز برگشت، اونوقت بازم یه عاشق دل شکسته داری که باهاش بازی کنی…
ضمنا برای تو که ادعای پیروی از دین خدا و پیغمبر رو داری چند تا نصیحت دارم:
همونطور که پاکی و نجابت و رفتار نیک و شایسته توشهء سفر به یه دنیای دیگهء٬ صداقت و راستی و یه رنگی هم تنها چیزیه که توی راه عاشقی به درد میخوره نه سیاست. سعی کن هیچوقت با دل کسی بازی نکنی٬ غرور کسی رو نشکنی. اینم یادت باشه که برای عاشق شدن و بودن و موندن٬ باید خودت غرورت رو بشکنی تا یه روز دلت نشکنه. البته من اشتباه کردم و غرورم رو شکستم٬ اما بی تفاوتی تو نسبت به من باعث شکستن دلم هم شد، برو غریبه برو، برای تو هم آرزوی خوشبختی میکنم، تو رو هم به خدا میسپارم و میذارم اونی که جای حق نشسته و خوده حقه درباره من و تو و خوبیها و بدیهامون تصمیم بگیره…
راستی برات متاسفم چون دیگه این دفعه نتونستی من رو بشکنی، نتونستی خارم کنی، اصلا فکرش رو هم نکن که دارم گریه میکنم، نه عزیز این حرفا رو با دلی پر از عشق و امید و تصویری از یک آینده روشن برای خودم در کنار اون کسی که عاشقم باشه و عاشقش باشم و لبی خندون همونطوری که تو بهم میخندیدی برات می نویسم…
میتوان همچون عروسکهای کوکی بود
با دو چشم شیشهای دنیای خود را دید
میتوان در جعبه ماهوت
با تنی انباشته از کاه
سالها در لا به لای تور و پولک خفت
میتوان با هر فشار هرزه دستی
بی سبب فریاد کرد و گفت
آه من بسیار خوشبختم
منبع: فروغ فرخزاد
اگر غیر از اینه و دروغ نمیگی بهم ثابت کن٬ یه ذره وجود داشته٬ یه ذره جرات داشته باش و رو در رو باهام حرف بزن٬ اینم هرگز فراموش نکن که پائیز دیگه هرگز دل پاک و با صداقتش رو آسون دست کسی نمیده٬ خوب میدونی این رو نگفتم که از خودم تعریف کنم٬ مشک آن است که خود ببوید٬ گفتم که بدونی من اون کسی نبودم که تو میخواستی٬ هر کسی که پائیز رو میخواد باید٬ صداقتش٬ ایمانش و از همه مهمتر عشقش رو ثابت کنه…

| بـرچسب: |
1384, بهمن, خاطره, خودم, دیگران, شاعران, شعر, شعر نو, عشق, عکسدار, غم انگیز, فروردین, فروغ فرخزاد, وبلاگ عشق یا هوس |
| دستــه: |
نوشتههای قدیمی |
شرجیتر از باران برایت گریه کردم
هر شب نشستم در عزایت گریه کردم
با آنکه آغوشم تهی بود از خیالت
هق هق به روی شانه هایت گریه کردم
روی تمام خاطراتم غم نشسته
تشنه برای گونههایت گریه کردم
دل را به دریا میزدم از شوق دیدن
در غربت گنگ صدایت گریه کردم
تنها نشستم در حصار بیقراری
بیتاب در حال و هوایت گریه کردم
یادش به خیر آن لحظههای خیس دیروز
وقتی که من هم پا به پایت گریه کردم


از دریا پرسیدم که محبت چیست؟ گفت: بی نیازتر از من.
از آتش پرسیدم که محبت چیست؟ گفت سوزندهتر از من.
از آب پرسیدم که محبت چیست؟ گفت: روانتر از من.
از خاک پرسیدم که محبت چیست؟ گفت: افتادهتر از من.
از شمع پرسیدم که محبت چیست؟ گفت: گرمتر از من.
از گل پرسیدم که محبت چیست؟ گفت: زیباتر من.
از پروانه پرسیدم که محبت چیست؟ گفت: دل دادهتر از من.
از عشق پرسیدم که محبت چیست؟ گفت آنچه تو دیدی!
و از خودم میپرسم که محبت چیست؟ شاید که نگاه عاشقانهای بیش نیست.
اکنون دانم که چشمم عاشقانه میگرید و قطره اشکم عاشقانه میبیند.

در گذر زندگی سردم،
اولین و آخرین خورشیدی باش که طلوع می کند،
در بلندای طلوع تو و به لطف گرمی وجودت،
این سرزمین خشک را از اعماق دریاها برویان،
و از باران چشمانت،
جانی دوباره به من ببخش،
آری به وجودم گرمی ببخش،
و با ابرهای همیشه پر باران چشمانم عهد کن،
که هرگز ترکم نکنی،
تا غروب زندگیم را نبینی…

|
|
|