@ پیام سیستم

مطالب برچسب آبان را مشاهده می‌کنید.
برای بازگشت به صفحهء اصلی اینجا کلیک کنید.

خواستن تو

وقتی دلت می‌گیره، سرت رو روی شونه‌ی من می‌ذاری و گریه می‌کنی، گریه می‌کنی تا خالی بشی، من هستم که دست می‌کشم توی موهات و نوازشت می‌کنم، به من اطمینان می‌کنی به من، با من حرف می‌زنی، از عشق با اطمینان به من تکیه می‌کنی، می‌دونی که من پشتت رو خالی نمی‌کنم، می‌دونی که من تنها مردی هستم که تو رو برای خودت می‌خوام، برای رفتارت، برای کردارت، برای احساست، برای شخصیتت، من هستم اون مردی که تو رو برای خودت می‌خواد نه برای زن بودنت، دلت رو می‌خواد، روح سرشار از احساساته لطیفت رو می‌خواد نه جسمت رو، کسی که تو رو برای زیبایی باطنت می‌خواد نه برای زیبایی ظاهرت، می‌دونی من هستم اون کسی که خوده خوده خودت رو می‌خواد نه چیزه دیگه ای…

عزیزم:
هیچکس اندازهء من به تو فکر نمی‌کنه…
هیچکس اندازهء من ارزش تو رو نمی‌دونه…
هیچکس اندازهء من احساسات تو رو ستایش نمی کنه…
هیچکس اندازهء من خاطر تو رو نمی‌خواد…
هیچکس اندازهء من تو رو دوست نداره…
تمام دنیا رو بگرد تا خودت ببینی…

بـرچسب:  1385, آبان, بدون عکس, خودم, عشق, وبلاگ یک شاخه زیتون
دستــه:  نوشته‌های قدیمی

[ . . . ]

خواستن من

هر کسی دوست داره یکی رو داشته باشه که وقتی دلتنگ می‌شه سرش رو بذاره روی شونش و گریه کنه، یکی که دست بکشه توی موهاش و نوازشش کنه، یکی که بتونه بهش اطمینان کنه، یکی که بتونه باهاش حرف بزنه، یکی که بتونه از عشق بهش تکیه کنه، یکی که پشتش رو خالی نکنه، یکی که واقعا” یک مرد باشه٬ مردی که اونو برای خودش بخواد، برای رفتارش، برای کردارش، برای احساسش، برای شخصیتش، مردی که اون رو برای خودش بخواد نه برای زن بودنش، دلش رو بخواد، روح سرشار از احساساته لطیفش رو بخواد نه جسمش رو، کسی که اونو رو برای زیبایی باطنش بخواد نه برای زیبایی ظاهرش، می‌دونم کسی رو می‌خوای که خوده خوده خودت رو بخواد نه چیزه دیگه ای…

بـرچسب:  1385, آبان, بدون عکس, خودم, عشق, وبلاگ یک شاخه زیتون
دستــه:  نوشته‌های قدیمی

[ . . . ]

مناجات

خداوندا به درستی می‌دانم،
که همیشه بنده‌ی خطاکاری بوده‌ام،
و می‌دانم که همیشه،
به درگاه تو تنها گناه کرده‌ام و بس،
ای خدایی که با این حال،
همیشه و هر چه طلب کردم به من بخشیدی،
به بزرگی و کرامت خویش،
گناهان مرا نیز ببخشای،
و از سر تقصیرات من بگذر،
این بنده بی چشم رو،
تنها خواسته‌ای دیگر بیش ندارد،
خداوندا به والدینم عمر طولانی و سلامت و سعادتی بیش از پیش عطا کن،
و شکرانه‌های مرا برای سلامت و سعادتی که بر من روا داشتی بپذیر…

بـرچسب:  1385, آبان, برگزیده, تجدید ارسال, شعر, شعر نو, عرفان, عکس‌دار, وبلاگ یک شاخه زیتون
دستــه:  نوشته‌های قدیمی

[ . . . ]

دلم یه همزبون می‌خواد

انسان همیشه دنبال یه همزبون می‌گرده
اما وقتی که پیداش می‌کنه نمی‌دونه چی بهش بگه
دلش می‌خواد درددل کنه اما نمی‌تون
شاید می‌ترسه که به حرفش گوش نکنه
یا به سادگیش بخنده، به سادگی و بی‌آلایشی و پاکیش
وحشت داره از گفتن چیزی که توی دلش مونده
حتی از دادن یه شاخه گل پرهیز می‌کنه
می‌ترسه یه چیز دیگه فکر کنه
نمی‌دونه که اون هم قلبا” دوسش داره یا نه
آخه از ترحم خیلی بدش میاد
شاید که اینجور وقتا سکوت بهتر باشه
پس فقط توی دلش می‌گه که چقدر دوسش داره
به عنوان یه دوست، یه همزبون، یه انسان

این قسمت از نوشته بنا به دلایلی حذف شده است.

می‌دونم بلاخره تو هم یه روز میری پی خوشبختیت و همه چیز و همه کس رو فراموش می‌کنی، و فقط من می‌مونم و خاطرات خاک گرفته یه دوست، اما با این حال همیشه برات دعا می‌کنم. مراقب خودت باش عزیزم…

بـرچسب:  1385, آبان, خاطره, خودم, شعر, عکس‌دار, غم انگیز, وبلاگ یک شاخه زیتون
دستــه:  نوشته‌های قدیمی

[ . . . ]

در انتظار بارانی دیگر

باز هم دوباره شبی باران باریدن خواهد گرفت،
بارانی نم نم با صدایی ملایم،
و من هم خواهم یافت روزی،
آن را که در کنارم باشد،
وقتی به دنبال لذت قدم زدن زیر بارانم،
قدم بر زمین خیس بگذارد پا به پای من،
و او را خواهم یافت روزی،
که زیر باران دستش در دست من باشد،
و دوباره پا‌به‌پای من همچو یک دوست،
در هوای پاک و زلال،
در انتهای نور قرمز رنگ خورشید،
به دنبال نیمکتی چوبی،
زیر درختی سبز،
به نظاره بنشینیم باریدن باران را…

کودکی چه عالمی دارد،
چرا که تنها کودکان را اینگونه افکار است،
انتظار بارانی دیگر…

بـرچسب:  1385, آبان, خودم, شعر, شعر نو, عشق, عکس‌دار, غم انگیز, وبلاگ یک شاخه زیتون
دستــه:  نوشته‌های قدیمی

[ . . . ]

مطالب قدیمی‌تر »