|
|
|
|
مطالب ماه مرداد سال 1384 را مشاهده میکنید.
برای بازگشت به صفحهء اصلی اینجا کلیک کنید.
آنگاه که با نگاه پر از محبت و چشمان اشک آلودهات به من مینگریستی،
و با متانتی مملو از شرم حیا نگاه از نگاهم بر میگرفتی،
و بر زمین میدوختی،
تمام وجودم سرشار از احساسی آتشین میشد،
که گویی لطافت متقابل عشقی پاک است که در برابرم میبینم،
وقتی به یقین رسیدم که سرنوشت جاودانهای که،
بارها و بارها وعده داده شده را،
به لذتهای پوچ این دنیا نمیفروشی،
آتش پاک عشق در وجودم صد چندان شد،
تو را در آغوش گرفتم و با خود گفتم،
که اگر گناه است به جان میخرم،
و مصمم شدم بر آن که لب بر لبت گذارم،
و بی صدا فریاد بر آوردم که،
لیاقت عشق پاکت را دارم،
اما تو به سر بر شانهام گذاشتن بسنده کردی و زیر لب گفتی،
مرا ببخش اگر بر این باورم که این طریقش نیست،
پس از تصمیم خود بازگشتم،
و راهی برایم نماند جز نگریستن،
در همان چشمهای پر از مهر و وفا و شرم و حیای زندگی بخش جاودانه تو…

ای آنکه به وقت شادی یاد تو،
مرا به اعماق تفکر فرو میبرد،
و شعفی توصیف ناپذیر به جانم میاندازد،
ای آنکه یاد تو در لحظههای شوم حجوم غصهها
قلبم را سرشار از آرامش و لطافت و اطمینان میکند.
ای آنکه تنها به هنگام نیاز،
هراسان فریادت میزنم،
و تو وجودم را از احساسی که گویای
بزرگی و عظمت و بخشش است لبریز میکنی.
ای آنکه به وقت دویدن در سبزه زارهای
بیانتهای اهریمنی سر درگم میگردم،
همچون جاده ای نورانی مرا به سوی خود میخوانی،
ای آنکه دوستم داری،
ای آنکه دوستت دارم،
ای آنکه همیشه در همه جا به یاد تو ام،
ای آنکه یادت آرام بخش دلهاست و
ای پروردگار پر عظمت ناشناختنی،
تو خود بهتر میدانی که تنها تو را میپرستم،
و به امید تو زندهام…

| بـرچسب: |
1384, برگزیده, تجدید ارسال, خودم, شعر, شعر نو, عرفان, عکسدار, مرداد, مناجات, وبلاگ شهر باران, وبلاگ عشق یا هوس, وبلاگ یک شاخه زیتون |
| دستــه: |
نوشتههای قدیمی |
یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میونه باغچه مهربونی
میگفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری
این بوتهء یاس من میمونه یادگاری
هر روز غروب عطر یاس تو کوچهها میپیچید
میون کوچه باغا بوی خدا میپیچید
اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه
دیدن که خوبی یاس باعث زشتیشونه
عابرای بیاحساس پا گذاشتن روی یاس
ساقهها شو شکستن آدمای ناسپاس
یاس جوون برگ اون تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه اما سر او مد بهار
یه باغبون دیگه شبونه یاسو برداشت
پنهون ز نامحرما تو باغ دیگهایی کاشت
هزار ساله کوچهها پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس
هزار ساله کوچهها پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس

خواننده: شادمهر عقیلی
|
|
|