|
|
@ پیام سیستم
مطالب ماه تیر سال 1384 را مشاهده میکنید. با رویـش این گل دوبـاره، صحرای دل همچون گلستان میشود آنگونه که سزاوار است، × تولدت مبارک، ای عشق سوخته…
[ . . . ] چه دوستای خوبی هستیم، چقدر از حال و احوال همدیگه با خبریم، چقدر هوای هم رو داریم و چقدر به همدیگه کمک میکنیم، همین بود؟ یادمه گفتم میخوام دوستم باشی نه GFم، یادمه گفتی میخوای دوستت باشم، نه BFت، چی شد پس؟ مگه تو نبودی که میگفتی نگاه من به دوستی دوست داشتنی و متفاوت، میگفتی دوست باشیم با هم که، حرفای دل همدیگه رو بشنویم، توی غم و شادی ها شریک هم باشیم، به هم دیگه کمک کنیم. پس کجایی، حالا که به کمکت نیاز دارم کجایی؟
[ . . . ] اگر دروغ رنگ داشت، اگر عشق ارتفاع داشت، اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، اگر براستی خواستن توانستن بود، اگر گناه وزن داشت، اگر غرور نبود، اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم اگر زمان نبود با اولین خمیازه به خواب میرفتیم اگر خواب حقیقت داشت، اگر همه ثروت داشتند شاید، اگر مرگ نبود، اگر عشق نبود به کدامین بهانه میگریستم، اگر کینه نبود، قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند اگر خداوند یک آرزوی انسان را برآورده میکرد، فرستنده: شیوا ج
[ . . . ] به چه ساز تو برقصم زمونه زمونه خواننده: بیژن مرتضوی
[ . . . ] |
||||||||||||||||||||||||